معرفی معصوم ستانکزی به صفت سرپرست وزارت دفاع و به کرسی نشاندنش توسط غنی احمدزی آخرین میخ بر تابوت اعتبار و حیثیبت استاد عطا و عبدالله بود.

غنی نشان داد که نه عبدالله و نه هم عطا حتی به اندازۀ موهای اضافی بدنش هم نیستند و خواست و رضای شان ارزشی ندارد.

غنی با این کار فقط و فقط بی ارزشی و پوکی و پودگی عطا و معامله گری عبدالله را با همه وقاحتش به نمایش گذاشت. اگر غیرتی در عبدالله باشد ازین بعد سپیدار را باید خانۀ ننگ بداند و هرگونه توجیه برای پذیرش ستانکزی در پست وزارت دفاع را توجیهی همانند همان درخت معروف. ازین به بعد نشستن دز سایۀ سپیدار هیچ تعبیری جز همان تعبیر معروف ندارد.

به حال تمامی کسانی که به دنبال عبدالله رفتند و لافهای فلمی استاد عطا را پذیرفتند و به آن دل بستند، متاسف و بر افسون شدن عقلهای شان در حیرت استم.

آیا شما که به دنبال عبدالله رفته اید و می روید کدام کنترول نفوذ و اشراف بر تصمیمهای او دارید؟ آیا هرگز هم کنترولی داشته اید؟ مگر عبدالله سرک و پچک تان را نخواست و به همۀ تان نگفت که "هیچکس از شما چیزی را بر من تحمیل کرده نمی تواند"؟ وقتی تو اثری بر تصامیم عبدالله نداری و او با چنین وضاحتی برایت گفته باشد که هیچکس نمی تواهند بر او چیزی را تحمیل کند، پس عقل را به جایش بگذارید، با کدام غیرت بازهم به دنبالش راه افتیدید؟ او که از تو مزدوری و فرمانبرداری خواست، نه چیز دیگر؟

با چنین کاری غنی شما را در لبۀ پرتگاه قرار داده است. هیچ آبرویی برای تان باقی نمانده است. کسی را که قاتل رهبرتان خوانده بودید، آورد و روی سینۀ تان نشاند. حالا باید چه کنید؟ چگونه جبران می کنید؟ حالا یا زیر درخت سپیدار به نشستن ادامه می دهید، که چندی بعد این را هم از نزد تان می گیرند، یا مرگ را بر زندگی اینچنینی ترجیح می دهید.

از عبدالله هیچ امیدی نیست. اما عطا امکانات فراوان شخصی دارد. مگر آیا عطا می تواند از عشرت قصرها و سالونها و رفاه شهری و اینهمه ملاقاتهای آنچنانی دل بکند و یک بار دیگر رو به انقلاب، ولو خاکستری و زرد، بیاورد؟ آیا می شود از عطا انقلابی توقع داشت؟ آیا انقلاب توسط مردم می شود یا توسط شخص؟ آیا مردم به عطا اعتماد می کنند؟

بلی، نشاندن ستانکزی به کرسی سرپرستی وزارت دفاع، آخرین میخ است بر تابوت سپیدار نشینانان و سپیدار نشانان! البته درخت ننگ و غیرت مال و ملکیت و سزاوار همۀ شان باد

Картинки по запросу ‫معصوم استانکزی‬‎