تبلیغات
عیاران شمالی

عیاران شمالی
آزادو غیر وابسته 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
بیرون رفت از بن بست فعلی افغانستان






چت باکس



 سوال ـ مجموع اشعار شما چند پارچه می باشد و از کدام ایام
 به سرودن شعر شروع کرده اید .
 پاسخ ـ عرض و درود و ادب دارم ، خدمت شما جناب فهیم قاضی زادۀ گرامی و از طریق شما به شنوندگان ارجمند تان
 من زمانیکه صنف دهم مکتب بودم ، کودتا شد ، رژیم شاهی جایش را به نظام جمهوریت خالی کرد ، در همان اوایل یک نوع تحول روحی و فکری در بین قشر جوان کشور پیدا شد . من هم بمطالعۀ آثار نویسنده گان و شعرأ روی آوردم . عواطف و احساسات خود را با سرودن شعر گونه هایی تبارز می دادم . از آن زمان تا حال 39 سال می گذرد و در طول این سی و نه سال 250 پارچه شعر در قالب های مختلف سروده ام . اما تازه متوجه شدم که ، الفبای شعر را یاد گرفتم .

 سوال ـ شاعر روسی نیکولای گومیلوف خطاب به شعرای جوان کرده گفت : که ایام بهار و عشق وجود ندارد و نو کاران بخاطر سهولت کار ازین دو استفاده می کنند و شاعر خوب آنست که از بهار و عشق نام نبرده در بارۀ عشق و بهار می نویسند . نظر شما در باره فرموده این شاعر مشهور چه است ؟ .
 پاسخ ـ ببینید ..... هر شاعر معمولاًسبک ویژۀ خود را در شعر گفتن دارد . شاید بعضی از شاعران جوان به تقلید ازگذشته ها و یا برای سهولت چنین کاری کنند ، اما در مجموع نمی شود داوری کرد که همه . دررابطه به فرمودۀ شاعر و منتقد ادبی روسیه ، آقای گومیلوف باید گفت که ، اگر هدف شان این بوده باشد که عصر ما عصر تلخکامی هاست و زمان عشق و بهار و گل و بلبل و چشم و ابرو گذشته درینجا صدق می کند . همین لحظه بیاد شعریی از هوشنگ ابتهاج افتادم که به معشوقه اش میگوید :
 دیریست گالیه
 در گوش من فسانۀ دلدادگی نخوان
 دیگر زمن ترانۀ شوریدگی مخواه
 دیریست گالیه
 به ره افتاده کاروان
 عشق من و تو
 این هم حکایتی ست
 اما ، درین زمانه که در مانده هرکسی
 از بهر نان شب
 دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست .
 شاعر وقتی می بیند که جامعه در فساد و گمراهی و جنگ و خونریزی دست گریبان است ، از زمانه دلتنگ می شود ، بهار و عشق را فراموش می کند و در شعر خود از درد مشترک آدمیان شکایت می نماید . و یا مشیری میگوید : « پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم / مرگ قناری در قفس را غصه خوردم / و از غصه مردم شبی مُردم . خلاصه آنچه که در سرشت زلال یک شاعر است همان می تراود . شاعر عاشق است و شاعری که عاشق شد ، مُتعهد می شود ، وقتی که متعهد شد ، نتنها درد خود را ، بلکه درد تمام انسانهای روی زمین را حس می کند و عاشقانه فریاد می کشد .
 مثالها زیاد است به همینقدر اکتفأ میکنیم .
 سوال ـ قسمیکه می دانم شما به دگر لسان هم بلدیت دارید . چون شاعر مشهور و زبر دست روسی الکساندر سرگیویچ پوشکین فکر میکرد به فرانسوی و شعر را بزبان روسی می نوشت . شما وقتی که شعر می نویسید چطور و به کدام زبان فکر می نمائید .
 پاسخ ـ ببینید ...... یک شاعر و یا یک نویسنده هر قدر که به زبان ها و فرهنگ های بیگانه آشنایی داشته باشد ، به همان اندازه نظم و نثرش غنامند و گرانسنگ است .
 پوشکین شاعر و نویسندۀ بزرگ روسی که در حقیقت بنیان گذار ادبیات روسی مدرن است ، اشعارش همه در سبک رومانتیسم سروده شده . پوشکین در نو جوانی در محیط خانواده ی بزرگ می شد که تحت تأثیر فرهنگ فرانسه بود و کتابخانۀ پدری اش مملو از کتابهای و آثار فرانسوی . بعد ها وی به جنوب فرانسه تبعید شد . و حتا در آخر عمر ، با یک فرانسوی دوئل داشت . از اینجاست که افکار پوشکین با سرگذتش گره خورده و زندگی تبعیدی در روح و روان شاعر اثر خود را داشته است .
 و اما من به زبانی فکر میکنم و می نویسم که ، آنرا مقدس ترین موجودی مرا آموخته ، یعنی زبان مادری من ! .
 سوال ـ شاعر دوست داشتنی شما کیست ؟ .
 پاسخ ـ من همه شعرای عزیز را دوست دارم و انتخاب مشخص ندارم .
 سوال ـ فرق بین شعر معاصر و کلاسیک چیست ؟ .
 پاسخ ـ اگر قرار باشد درینجا روی این مطلب به بحث بنشینیم ، سخن ما بدرازا خواهد کشید ، شاید برنامۀ شما حوصله آنرا نداشته باشد . اما طور فشرده بعرض می رسانم که ، در بین شعر معاصر و کلاسیک تفاوت های زیادی وجود دارد .
 شعر کلاسیک بیش از هزار و یکصد سال قدامت دارد ، این گونه شعر کاملاً موزون بوده ، وزن آن بر پایۀ ساختاری است که عروض نام دارد ، ساختار اوزان عروضی ، بر پایۀ طول هجا هاست و هر مصراع به قالب هایی تقسیم می شود ، که هجا در آن قالب ها باید قرار داده شود .
 در شعر کلاسیک عاطفه و تخیل ، با هم گره خورده و در یک زبان آهنگین شکل می گیرد . وزن و موسیقی پایه و اساس شعر است ، روی این ملحوظ بزرگان ، قالبهایی ساختند که ، اگر کلمات بر اساس آنها چیده شود ، در شعر، موسیقی بوجود می آید .
 اما شاعر امروزی می کوشد ، تا از حصار این قیودات خود را بیرون کند ، کنایه های دیروزی را کنار بگذارد و در پی چیزی نا شناخته برآید و حتا از « من فردی » بگریزد و به « من اجتماعی » برسد و عشق را نیز فراموش کند . در شعر نیمایی یا سپید ، می بینیم که ، عروض و قافیه مراعات نمی شود . اما نادیده نباید گرفت که سرودن شعر سپید هم کار ساده و سهلی نیست ، شاعر باید بر زبان ، تخیل و شعر کلاسیک چیره گی داشته باشد . شعر معاصر رابطۀ محکمی با شعر قدیم باید داشته باشد .
 در مجموع شعر نو ، برای یافتن شیوه های تازه ، به قصد ابراز عواطف ، احساسات و بیان افکارشاعران معاصر بوده می تواند .
 سوال ـ باریس پستر ناک شاعر و نویسندۀ بزرگ روسی گفته که خداوند برای شاعر حالت طفولیت دایمی را اعطأ نموده و طفولیت آغاز و زیر بنای شعر و شاعری است . نظر شما درینمورد چیست ؟ .
 پاسخ ـ ببینید که .... محیط خانواده گی در روح و روان یک کودک ، که بعد ها یک شاعر زبر دست می شود ، چقدر رول بسزایی دارد ، بوریس پاستر ناک ، پدری نقاش چیره دست و مادری موسیقی دان سرشناس و خودش با علوم فلسفی آگاه بود . او در سال 1932 ، از اجتماع کنار گیری کرد و به جهان درونی خود ، که همان دنیای طفولییتش بود ، پناه بُرد .
 این بزرگمرد میدانسته که ، طفل از بدو زاهدان مادر، با ریتم موسیقی ضربات قلب مادر انس میگیرد و با شنیدن لالایی مادر، ارتباط عمیق عاطفی پیدا می کند .
 او در یک سرودۀ خود میگوید :
 فنا شدم
 تو اما هنوز زنده ای
 و باد شکوه ناک و اشک آلود
 تکان می دهد جنگل و خانه را
 اما نه هر صنوبر را به تفریق
 که تمامیت درخت ها را
 تا واژگانی برای لالایی تو پیدا کنند .
 بلی ... طفل شدن ، یعنی نو شدن ، پاک شدن ، معصوم شدن و عاشق بودن است ، همانطوریکه یک طفل بمادرش عشق می ورزد ، شاعر نیز به شعرش عشق میورزد . بگفتۀ بزرگان « حقیقت شعر ، دل کندن انسان از واقعیت های بیرونی و گرفتار شدن آن در چنبره اندرون است » .
 سوال ـ کدام کتابهای شما به نشر رسیده و چاپ شده و کدامها رویکار رویکار است ؟ .
 پاسخ ـ از سال 2000 میلادی به این طرف ، شش جلد کتاب نوشته ام ، که از آنجمله ، کتاب تلخترین شام غریبان ، غرق دریای گناهم بی گناه ، یغمای دوم منگلی ، بچاپ رسیده ، کتاب رجم انسان و تاریخ در افغانستان تا چند روز دیگر از چاپ می براید ، کتاب ناله های تلخ ، که یک مجموعۀ شعریی است با کتاب دختری که بخاطر حفظ عفت اش تیر باران شد ، در نوبت قرار دارند .
 سوال ـ در بارۀ مجموع اشعار مثلاً رباعی ؛ غزل و امثال آنها روشنی باندازید و بگوئید که فرق اینها
 چه است ؟ .
 پاسخ ـ رباعی از کلمۀ رباع به معنی چهار تایی گرفته شده ، شعریست چار مصراعی که بروزن لاحول ولا قوت الا بالله سروده می شود . و یکی از قالبهای شعر فارسی است که ، مصراع اول آن تقزیباً مقدمه ی برای منظور شاعر است و حرف اصلی در مصراع چارم گفته می شود ، رباعی به سه دسته تقسیم می شوند 1 ـ عاشقانه : مثل رباعیات رودکی 2 ـ صوفیانه : مثل رباعیات ابوسعید ابولخیرو عطار. 3 ـ فلسفی : مثل رباعیات خیام بزرگ . در رباعی بجز از مصراع سوم ، متباقی هم قافیه اند .
 غزل : به معنای عاشقی کردن ، عشق باختن و حدیث عشق را گویند . در اصطلاح ادبیات فارسی یکی از قالبهای شعر است که ؛ در آن مصراع اول و زوج هم قافیه اند و حد معمول آن از 5 تا 12 بیت می باشد . درین گونه شعر بیشتر سخنان عاشقانه بکار گرفته می شود ، بدین ملحوظ آنرا غزل نامیده اند سعدی ، مولوی ، حافظ و عراقی از غزلسرایان مشهور اند . غزل و رباعی با قصیده فرق دارد . قصیده مربوط یک مطلب می شود ، اما در غزل از مطالب متنوع کار گرفته می شود .
 سوال ـ در بارۀ کتاب تلخترین شام غریبان بگوئید که چی وقت نوشتید و در موردش یک لحظه بطور مختصر صحبت نمائید ؟ .
 پاسخ ـ کتاب تلخترین شام غریبان داستان واقعی مهاجرت یک هموطن ماست که ؛ بمقصد نمی رسد ، داستانیست سخت تکاندهنده ، من پیشگفتار کتاب را بطور فشرده بشما عرض میکنم که لُب لعاب داستان در آن نهفته است . با شعریی از فریدون مشیری عزیز ! .
 « باهمین دیدگان اشک آلود
 ازهمین روزِن گشوده به دود
 به پرستو
 به گل
 به سبزه درود».
 این کتاب را با دیده گان اشک آلود ، به آن « جمیعت سوم » یعنی راه پیمایان غُربت آباد ، که با عالمی؛ حسرت و آه وغم واندوه ، مشقت ها ، رنجها ، خانه وکاشانۀ شانرا ازدست ظلم جباران زمان وعاملین «دیوبندی» ترک وهزاران کیلو مترجاده های پُراز تهلکه ، پُر از فرازو نشیب را ، با قبول هرگونه خطرات مالی وجانی طی و با درد و دریغ ! که هرگز نتوانستند خود را به آن سرزمینهای رویایی و بیگانه برسانند ، و درآن ورطه های هولناک ، جان های شیرین شانرا از دست دادند و برای ابد ، در دل دریا ها ، صحرا های تفتنده ، جنگل ها ونهنگ ها مدفون شدند ، تقدیم میدارم . روح شان شاد با د .
 اجازه بدهید تا به نشانۀ سپاسگزاری از جناب شما ، که بمن موقع دادید ، لحظاتی را با شما و هم میهنان عزیز خود باشم ، سال نو 1391 هجری شمسی را نیز تبریک و تهنیت عرض کنم . و از خدای منان استدعا نمایم تا ، سالی نیکو ، پر برکت و با آرامش ، بدون جنگ و خونریزی را در کشور مان عنایت بفرماید .

باحترام


[ چهارشنبه 30 فروردین 1391 ] [ 08:55 بعد از ظهر ] [ najib kohistani ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آخرین مطالب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

نیت کنید و اشاره فرمایید


قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

كد ماوس